بديع الزمان فروزانفر
247
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
چار پا را قدر طاقت بار نه * بر ضعيفان قدر قوت كار نه كار نهادن : تكليف بمعنى مصدرى ، موظف ساختن . اشاره است به آيهى : لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ، . . . رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ . ( البقرة ، آيهى 286 ) و مبتنى است بر مسالهى « تكليف ما لا يطاق » كه اشعريه و مجبره آن را جايز مىدانند و شيعه و معتزله معتقدند كه خدا بنده را به امرى كه فوق طاقت او باشد مكلف نمىكند زيرا اين امرى قبيح است و خدا از اتصاف بدان منزه است . جع : تبيان شيخ طوسى چاپ ايران ، ج 1 ، ص 290 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 2 ، ص 575 - 573 ، شرح مواقف ، چاپ آستانه ، ج 3 ، ص 160 . دانهى هر مرغ اندازهى وى است * طعمهى هر مرغ انجيرى كى است ناظر است به مثل : مرغى كه انجير مىخورد نوكش كج است . مرغ انجير خوار مرغى است زرد رنگ كه منقارى كژ دارد ، اين مرغ در اطراف طهران ديده مىشود . سفرهى انجير شدى صفر وار * گر همه مرغى بدى انجير خوار مخزن الاسرار نظامى ، نسخهى خطى نيز ، جع : امثال و حكم دهخدا ، در ذيل : طعمهى هر مرغكى انجير نيست . و اين مثل را براى تاييد مضمون بيت پيشين و اينكه تكليف بايد مناسب طاقت و توانايى مكلف باشد آورده است . طفل را گر نان دهى بر جاى شير * طفل مسكين را از آن نان مرده گير چون كه دندانها بر آرد بعد از آن * هم به خود گردد دلش جوياى نان مرغ پر نارسته چون پران شود * لقمهى هر گربهى دران شود